Get of your shell,
Come down from your shelf.
q 
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388|
4:57 PM  | <-
خودم | ---
Who are those innocent people?
Trying to find the balance,
Trying to walk on the line,
Trying not to cheat on those guilty ones?
With candle in their hands,
Silence on their face,
in a blink of an eye:
That's black which turns to white.
q 
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388|
10:57 AM  | <-
خودم | ---
where are you these days?
q 
دوشنبه چهارم خرداد 1388|
11:58 PM  | <-
خودم | ---
پیام بازرگانی
به یک تعمیرکار "نظردونی" نیازمندیم.
از کندهی دوستان اهل فن که نه دودی بلند شد و نه بخاری!
q 
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388|
6:37 PM  | <-
خودم | ---
صبحها که از خواب بیدار میشوم، مشامم آغشته به رویاهایست که ساعتها طول میکشد تا ردپای تو را در آنها بیابم.
و هجوم هوشیاری همیشه با تو که ساکت و غمزده کنار دریچهی ذهنم رو به بیداری نشستهای، روبهرو میشود و دیگر خیلی وقت است که حضور تو غافلگیرش نمیکند.
چشمهای خوابآلودم آماده نیستند از رویاهای شیرین جدا شوند تا در روزمرگی "امروز روز دیگریست" غرق شوند.
همیشه سعی کردهام بعضی از "چیزهای" درون ذهنم را برای خودم نگه دارم.
q 
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388|
6:35 PM  | <-
خودم | ---
امیدی باشد یا نباشد، من که هستم.
q 
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387|
0:34 AM  | <-
خودم | ---
گاهشمار
q 
پنجشنبه هشتم اسفند 1387|
5:9 PM  | <-
خودم | ---
بهش گفتم مثلِ یه مرض ناعلاجه! و فقط یه معجزه میتونه خلاصش کنه! گفتم بیخودی اینجا رو سیاه نکن! اونم گفت چَشم. اما چه چَشمی وقتی هنوزم تا چشمشو میبنده فقط یه چیز تو سرش دور میزنه و جلوی چشماش جولون میده؟
این مرضی که من دیدم، بعیده حالاحالاها خوب بشه. مگر اینکه سرش به یه سنگی... کوفتی... چه میدونم هر چی بخوره!
q 
پنجشنبه هشتم اسفند 1387|
5:1 PM  | <-
خودم | ---
انگار اختیار لحظههایم را از دست دادهام
انگار تو در هوا قلم میچرخانی و لحظههای من رقم میخورند
به راحتی خودت را در تک تک سلولهای لحظههایم تزریق میکنی
موزیانه میخندی و از این قدرتی که داری لذت میبری
من اما گیج میخورم
صبحها با کلافگی رویاهایم را کنار میزنم،
با انبر تو را از میان آنها جدا میکنم و درون قفس کوچک زیر تختم میاندازم
تو کارت را خوب بلدی مانند تمامی پیشینیانت
میبینی؟ می خوشبختم و اینها هیچ کدامشان لبخند را از لحظههایم نمیگیرند ...
q 
سه شنبه ششم اسفند 1387|
0:51 AM  | <-
خودم | ---
دوست دارم،
دوست دارم برای خودم بهانههای کوچک امیدوار بودن بسازم!
q 
سه شنبه ششم اسفند 1387|
0:41 AM  | <-
خودم | ---