تو را من چشم در راهم ...
[حالا ببین کی گفتم]
q 
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386|
9:5 PM  | ارغوان خسروی |
اینجا لو رفته
وکیلم حضور نداره ...
q 
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386|
9:45 PM  | ارغوان خسروی |
این هم عالمی دارد... [دو نقطه دی]
q 
جمعه سیزدهم بهمن 1385|
5:27 PM  | ارغوان خسروی |
یک دی ...
دو دی ...
سه دی...
q 
سه شنبه نوزدهم دی 1385|
9:42 PM  | ارغوان خسروی |
T.S aka F.B
اصلا مهم نیست
اگر چند ساختمان آن ورتر،
چند طبقه بالاتر - یا پایین تر -
اصلا مهم نیست که راس ساعت مقرر ِ خودت
آنجا ایستاده ای ،
راه می روی ،
حرف می زنی یا نه
چون من چند ساختمان این ورتر دارم به تو فکر می کنم
اصلا مهم نیست
که در فکر بخارآلودت چه می گذرد
- یا لااقل نباید مهم باشد -
اصلا مهم نیست اگر معلقم
اگر لبخند روی صورتم خوابش می گیرد
اگر تو را ندارم ولی خوشحالم
این ها - هیچ کدامشان - سر سوزن هم مهم نیست
مهم امیدیست که هر روز صبح
درست از لحظه ی هوشیاریم یه کله ام هجوم می آورد
مهم اینست که من
به آینده - 7 روز دیگر ، 2 هفته ، 1 ماه ، هیچ وقت - خوش بینم
و دوست شما معتقد بود
که همه چیز در ذهن ما اتفاق می افتد ...
q 
جمعه دهم آذر 1385|
9:49 PM  | ارغوان خسروی |
چشمانت را ببند
زیر لب چیزی زمزمه کن
خداوند آن بالا نشسته ،
مشت هایش را گره کرده ،
مشتاقانه دندان هایش را روی هم می فشارد
" کافیست بخواهی "
- من می خواهم ...
خداوند آن بالا نشسته ،
مشت هایش را گره کرده ،
ابرو بالا می اندازد
" کافیست درست بخواهی "
- من به درستی می خواهم ...
خداوند خم شده ،
پایین را نگاه می کند ،
انگشت اشاره اش را در هوا تکان می دهد
"او نیز باید بخواهد "
من سکوت می کنم ...
q 
دوشنبه ششم آذر 1385|
0:49 AM  | ارغوان خسروی |
84/06/23
کاریز صدای باران را نمی فهمد
پرنده سایه درخت
من حرف تو
تو شاید هیچ چیز ...
q 
جمعه سوم آذر 1385|
5:27 PM  | ارغوان خسروی |
من می خواهم دیگر چشم هایم را نبندم ،
تاریکی ِ چشم هایم دلم را بیخودی خوش می کند ...
و من هنوز زندگی را دوست دارم ...
( Enjoy your life fully for it's the only thing which counts in Mastaristaka)
q 
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385|
7:45 AM  | ارغوان خسروی |
نیفتاد که نیفتاد که نیفتاد ...
q 
شنبه بیستم آبان 1385|
10:15 PM  | ارغوان خسروی |
آمین
به خداوند بگویید دست و رویش را بشوید ،
شاید فردا مدادش را در دست گرفت
و قضای مقدرش به تغییر افتاد ...
q 
جمعه نوزدهم آبان 1385|
11:25 PM  | ارغوان خسروی |