خدایم را که از من گرفته بودی
برگردان
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت
0:10 AM توسط خودم
|
ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش ...
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت
6:55 PM توسط خودم
|
نطق آدم کور میشود گاهی.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت
1:32 PM توسط خودم
|
جرأت
ثبات
اراده
ثبات
ثبات
ثبات
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت
2:24 AM توسط خودم
|
خام بدم، پخته شدم
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت
1:29 PM توسط خودم
|
تو از اشغال حرف ميزنى و استقلال
من لال مى شوم لال
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت
9:42 AM توسط خودم
|
اينجا خيلى وقت است كه نبض بطن چپ و راست من نيست
چند وقتى ميشود كه نبضش توى دستهاى خودت هست
اصلن موشكافى بيمار همهی ذرهبين به دستها به درك
اين را نوشتم كه يادم بماند
يادت كه میماند؟
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت
0:2 AM توسط خودم
|
غرضى نيست اصلن عرضى نيست
آمدهايم كه برويم
بيا اين رنده همين جاست
يك سرش را تو بگير آن يكى را ديگرى
چيز زيادى از مغزم نمانده
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت
2:7 AM توسط خودم
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت
0:51 AM توسط خودم
|
Think about the randomness
So you can easily close your eyes and fall
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت
1:15 AM توسط خودم
|